پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

394

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

در اين زمان دوميتيوس و ميسلا « 1 » كونسول برگزيده شدند ، ليكن پس از ديرى چون باز شوريدگيها پديد آمد و كسى بر سر حكومت نبود و باز گفتگو از ديكتاتور بر زبانها افتاده و اين‌بار آوازها بلندتر از دفعه پيشين گرديده بود دسته كاتو از ترس اينكه مبادا با زور پومپيوس را براى آن سمت برگزينند چنين تدبير انديشيدند كه براى بازداشتن وى از آن سمت به يك سمت قانونيش برگزينند . بيبولوس كه دشمن پومپيوس بود خود او بيش از ديگران رأى داد كه پومپيوس را يگانه كونسول روم برگزينند و چنين اميدوار بود كه از اين راه جمهورى از آن حال شوريدگى بيرون مىآيد ، يا بارى در سايه كوشش وى از سختى كار مىكاهد . ولى مردم آن را از بيبلوس سخت شگفت مىشماردند و اين بود كه چون كاتو به پاى خواست تا نطقى كند همگى انتظار مخالفت را داشتند . ليكن او پس از اندكى خاموشى چنين گفت : من هرگز چنين رأيى را نداشتم و آن را من پيش نياورده‌ام . ولى چون ديگرى آن را پيشنهاد كرده من نيز همداستان مىباشم و از آن پيروى مىنمايم . سپس گفت : هرگونه حكومت بهتر از نداشتن حكومت است و من در اين زمان آشفتگى كسى را براى حكومت بهتر از پومپيوس نمىشناسم . در نتيجهء اين گفتار همگى يك زبان آن را پذيرفتند و چنين قانونى گزارده شد كه پومپيوس يگانه كونسول باشد و نيز اختيار به او سپرده شد كه اگر خواست كس ديگرى را براى همدستى با خود برگزيند با آن شرط كه تا دو ماه ديگر بدرود زندگى نگويد . بدينسان به دستيارى سولپيكيوس كه در آن زمان فترت جانشين بود پومپيوس يگانه كونسول اعلان گرديد و از اين رهگذر پومپيوس از ته دل سپاسگزار كاتو بود و خود را مديون او مىشناخت و از او خواهش مىنمود كه پند و رهنمايى در زمينه كارهاى حكمرانى از وى دريغ نگويد . ولى كاتو در پاسخ او مىگفت : پومپيوس نبايد از من سپاس‌گزارى نمايد زيرا من اين كار را نه از بهر او بلكه از بهر جمهورى نمودم . اما درباره پند و راهنمايى اگر از من چنين رهنمايى بخواهد من در تنهايى به خود او مىگويم و اگر نخواست در آشكار گفتنيها را مىگويم .

--> ( 1 ) . Messala